البته در مقابل روایتی که آمریکاییان سعی میکنند القا کنند، این واقعیت را هم نمیتوان نادیده انگاشت که ایران چاره دیگری نداشته؛ چراکه این آمریکاییها بودند که نهتنها از برجام خارج شدند؛ بلکه با اعمال فشار بر اروپاییها و دیگر اعضای برجام، عملا تحریم همهجانبهای را بر کشورمان تحمیل کردند و به نظر نمیرسد حق انتخاب دیگری برای ایران باقی گذاشته باشند.
صادق زیباکلام در روزنامه شرق نوشت:هر طور که واکنش واشنگتن در قبال رویدادهای اخیر در خلیج فارس را تصور کنیم، به نظر میرسد یک عنصر به طور منظم برجسته میشود؛ نوعی مدارا و تسامح در برابر ایران؛ اگر نگفته باشیم کوتاهآمدن و حتی عقبنشینی. اما چرا به نظر میرسد که ایالات متحده در برابر ایران، به طور متناوب در حال کوتاهآمدن است؟ حتی زمانی که نفتکش انگلیسی در تنگه هرمز از طرف نیروی دریایی ایران توقیف شد.
فراموش نکنیم همین دو هفته قبل بود که یک ابرنفتکش در جبلالطارق، از سوی تفنگداران نیروی دریای انگلیس توقیف شد و مشخص شد نفت ایران را حمل میکرده و ایران اعلام کرد این اقدام نوعی راهزنی دریایی است و بیپاسخ نمیماند. باوجوداین بعد از اقدام دو روز قبل ایران، همچنان از آمریکا واکنش خاصی دیده نمیشود. به نظر میرسد چهار دلیل برای خودداری ترامپ از درگیرشدن با ایران محتمل است.
نخستین احتمال، همان نظر شماری از فرماندهان نظامی کشورمان مبتنی بر این است که ایران دست بالای نظامی را در منطقه دارد و آمریکاییها اصراری برای درگیرشدن در چنین شرایطی ندارند. دلیل دوم، همان است که رئیسجمهور ایالات متحده صراحتا عنوان کرده؛ مشارکت دیگر کشورها در هزینه برقراری امنیت کشتیرانی در خلیج فارس. او همانطور که به کشورهای عضو پیمان ناتو خاطرنشان کرد که آمریکا دیگر هزینه تأمین امنیت آنها را تقبل نمیکند و خود اعضا باید سهم بهمراتب بیشتری را در مقایسه با گذشته بپردازند، درباره هزینه برقراری امنیت کشتیرانی در خلیج فارس هم ظاهرا همین موضع را اتخاذ کرده است.
با توجه به اینکه قسمت عمده صادرات نفت خلیج فارس به آسیا و اروپا میرود؛ بنابراین کشورهای آسیایی بهعلاوه اروپاییها باید سهم خیلی بالاتری از هزینه حضور نظامی در خلیج فارس را تأمین کنند؛ پس ناامنشدن تنگه هرمز دستکم در این مرحله چندان هم برای ترامپ نامطلوب نیست. خودداری واشنگتن از درگیرشدن مستقیم با تهران یقینا سبب میشود تا کشورهایی که وابستگی بیشتری به نفت خلیج فارس دارند، مجبور شوند خیلی جدیتر به فکر چاره برآمده و لاجرم هزینه بیشتری را برای تأمین امنیت تجارت دریایی متقبل شوند.
دلیل سوم هم همچنین اقتصادی است. ناامنی در خلیج فارس باعث افزایش قیمت نفت میشود و ایالات متحده بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان این محصول، خیلی هم از این بابت متضرر نمیشود. البته بستهشدن تنگه هرمز ممکن است نفت را به بشکهای صد دلار هم برساند که بههیچروی باب میل ترامپ نیست؛ چون قیمت سوخت را در آمریکا بسیار افزایش داده و در نتیجه از محبوبیت او در جریان رقابتهای انتخاباتی میکاهد؛ اما افزایش چند دلار بر قیمت نفت که چندان باری هم بر دوش مصرفکننده آمریکایی نگذارد، خیلی هم برای او نامطلوب نیست.
دلیل چهارم، بازمیگردد به تجربه تلخ دخالت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق. اگرچه آمریکاییها بنا ندارند حتی یک سرباز هم وارد خاک ایران کنند و شکل درگیری احتمالی با ایران کاملا با آنچه در افغانستان و عراق اتفاق افتاد، متفاوت خواهد بود، درهرحال تهران میداند درگیری نظامی با ایران با اقبال عمومی در آمریکا روبهرو نخواهد شد. جدای از دموکراتها، بسیاری از مردم آمریکا هم با چنین کاری همراهی نمیکنند؛ بنابراین ترامپ دارد به گونهای رفتار میکند که آمریکا را خویشتندار و گریزان از جنگ و در مقابل، ایران را متمرد و مخل امنیت منطقه به آمریکاییها و افکار عمومی در دنیا معرفی کند؛ پس آمریکا در مقابل همه اتفاقات دو ماه گذشته، نهایت بردباری و خویشتنداری را نشان داده و در مقابل سعی کرده ایران را علاقهمند به تنش نشان دهد.
از میان همه دلایلی که اشاره شد، مورد آخر برای ایران از همه تأملبرانگیزتر است. اگر این ملاحظه درست باشد، درآنصورت ترامپ برای ما خوابهایی دیده که بخش اول آن، مجابکردن افکار عمومی در آمریکا که آن کشور به دنبال برخورد نظامی و ناامنکردن مسیر کشتیرانی در خلیج فارس نبوده و دولت آمریکا ماهها از خود صبوری و خویشتنداری نشان داده بود؛ اما ایران برعکس، بر دامنه اقدامات تحریکآمیز میافزوده است. نتیجتا آنکه ترامپ و ادارهکنندگان کاخ سفید چارهای نداشتند؛ جز اینکه در نهایت در برابر ایران بایستند.
البته در مقابل روایتی که آمریکاییان سعی میکنند القا کنند، این واقعیت را هم نمیتوان نادیده انگاشت که ایران چاره دیگری نداشته؛ چراکه این آمریکاییها بودند که نهتنها از برجام خارج شدند؛ بلکه با اعمال فشار بر اروپاییها و دیگر اعضای برجام، عملا تحریم همهجانبهای را بر کشورمان تحمیل کردند و به نظر نمیرسد حق انتخاب دیگری برای ایران باقی گذاشته باشند.
صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاحطلب، از برگزاری دادگاه خود در روز سهشنبه اول مرداد به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در مجتمع قضایی کارکنان دولت خبر داد.
به گزارش اعتماد آنلاین، این استاد دانشگاه درباره جلسه دادگاه خود گفت: سال گذشته جناب عبدالفتاح نواب از مسئولین حوزه علمیه قم اظهار داشتند که «تا سال (۱۴۱۴) ما نیاز به سیصدهزار روحانی برای تصدی مشاغلی همچون مدیریت، مربیگری، مشاوره مدارس تا نمایندگیهای مقام معظم رهبری در دانشگاهها، نهادهای نظامی و انتظامی داریم.
او در ادامه بیان کرد: این خبر را جراید و رسانههای مختلف منعکس کردند. بنده در صفحه اینستاگرام خود یک پست منتشر و محاسبه کردم اگر برای هر یک از این سیصدهزار روحانی برای تصدی آن مشاغل در ماه حداقل دو و نیم میلیون تومان حقوق در نظر بگیریم، میشود نه هزار میلیارد تومان در سال و این رقم را با بودجه استانهای کردستان، سیستان و بلوچستان، محیط زیست کشور و یا دانشگاه تهران مقایسه کرده بودم که حول و حوش چهار صد تا هشتصد میلیارد تومان در سال هستند.
او افزود: در آن مطلب اضافه کرده بودم که آیا مردم موافق چنین سیاستهایی هستند؟ به علاوه، آیا اساسا هیچ بررسی صورت گرفته که میزان کارآمدی و اثربخشی نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی علیرغم صرف این همه بودجه چه میزان بوده است؟
زیباکلام درباره دلیل احضار خود به دادگاه با بیان اینکه بعد از چند روز به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم، عنوان کرد: گفته شد که حسب گزارش پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا، دادستان محترم دادسرای ویژه روحانیت علیه بنده به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» اعلام جرم کردهاند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: بعد از طی مراحل بازپرسی، پرونده به مجتمع قضایی کارکنان دولت ارجاع و فردا اول مرداد تاریخ برگزاری دادگاه من است.
آینده سیاسی "محمد جواد ظریف"؛ دیپلماسی در محاق
به گزارش فرارو، منتقدان ظریف میگویند، ظریف برای شرایط صلح و آرامش ساخته شده و در حال حاضر که کشور در موقعیت تحریم و فشار قرار دارد، نیاز به وزیری است که روحیه تند و تیزتری نسبت به ظریف داشته باشد، اما به نظر میرسد حسن روحانی در حال حاضر ترجیح میدهد سکاندار وزارت خارجهاش تغییری نکند.
ظریف استقلالی از خود ندارد
وی با تاکید بر اینکه در عمل ظریف هیچ اختیاری ندارد، گفت: «این امر را نیز دنیا فهمیده، این در حالی است که در سال ۹۲ و بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی، ظریف به عنوان وزیر امورخارجه ایران از اعتبار بالایی در جهان برخوردار بود.»
زیبا کلام افزود: «با توجه به سابقهای که ظریف از خود در سازمان ملل برجای گذاشته بود و همچنین ارتباطات خوبی که با سیاست مداران میانه رو و دموکرات آمریکا از قبل داشت، در بدو قبول وزارت، دارای جایگاه ویژهای چه در داخل و چه خارج کشور بود.»
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: «با تکیه بر همین سابقه بود که وی توانست در مذاکرات مستقیم با جان کری وزیر وقت امور خارجه آمریکا مقدمات شکل گیری برجام را فراهم آورد و بعد از سالها مناقشه هستهای بین ایران و غرب را خاتمه دهد.»
زیبا کلام تصریح کرد: «اما بعد از روی کار آمدن ترامپ و بهخصوص در زمان خروج آمریکا از برجام عرصه بر ظریف و دیپلماسی تنگ شد، به بیان دیگر از سال ۹۶، آقای ظریف تمام آبرویی که از سال ۹۲ به این طرف از طریق اقداماتی همچون شکلگیری برجام به دست آورده بود، را از دست رفته میبینید.»
وی افزود: «امروز دیگر ظریف آن اعتبار سایق را در عرضه بین الملل ندارد، به عنوان مثال در سفر قبلی وی به نیویورک، ظریف پیشنهاد تبادل زندانیان دو تابعیتی را بین ایران و آمریکا ارائه داد، اما هنوز ساعتی از این قضیه نگذشته بود، سخنگوی قوه قضائیه در تهران اعلام کرد، چنین چیزی در دستور کار نیست و دولت از طرف خود چنین پیشنهادی را ارائه داده است.»
این استاد دانشگاه تهران خاطر نشان کرد: «این قضیه در ذهن آمریکاییها این معنی را دارد که قوه قضائیه ایران مستقل از دولت عمل میکند و دولت از طرف خود چنین پیشنهادی را داده که در عمل جنبه اجرایی ندارد.»
وی گفت: «واقعیت تلخی است که از سال ۹۶ به بعد وزیر امور خارجه کشورمان دیگر آن اعتبار سابق را ندارد، این در حالیست که وزیر امور خارجه سیاست خارجی هر کشوری را نمایندگی میکند.»
زیبا کلام ادامه داد: «نمونه این مسئله در سفر سال گذشته بشار اسد به تهران رخ داد که ظریف از آن بی خبر بود و بر همان اساس نیز استعفا داد، چنین موضوعاتی نشاندهنده آن است که ظریف دیگر آن جایگاه سابق را ندارد.»
این استاد دانشگاه تهران همچنین در پاسخ به این پرسش که شانس محمد جواد ظریف برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ تا چه میزان است، گفت: «شاید تا قبل از سال ۹۶ و در اوج برجام، ظریف یکی از نامزدهای بالقوه ۱۴۰۰ بود، اما امروز و با توجه به شرایط موجود، ظریف هیچگونه شانسی در این زمینه نخواهد داشت، از سویی باید دید شرایط کشور تا سال ۱۴۰۰ به چه سمت و سویی خواهد رفت.»
برجام از اعتبار ساقط شده است
این کارشناس مسائل سیاسی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا با توجه به فضا تنش آلود میان دو کشور وجود دارد، گفت: «بنده در این زمینه معتقد هستم هیچ تغییری در دشمنی و ترک برداشتن دیوار بی اعتمادی بین ایران و آمریکا به وجود نیامده است.»
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

یکشنبه 04,اکتبر,2026